تبليغاتX
ساده ترین حرف هایت را بزن!
ساده ترین لباست را بپوش/ساده ترین حرف هایت را بزن/با چشمان خودت بخند/بوی تنت را بده/من از تو نور می گیرم/ رابطه را مکدّر مکن

نخستین مجموعه داستان من با نام «از اول دو سانتی کج بود!» شامل هفت داستان کوتاه توسط نشر نیستان در 122 صفحه و تیراژ 1200 جلد به قیمت 3500 تومان منتشر شد.


برچسب‌ها: مجموعه داستان کوتاه
+ به قلم فرید حسینیان تهرانی در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ساعت 15:21 |

 

شعری از ادیب نیشابوری خواندم و کیف کردمِ خواستم شما را هم کیفور کنم رفقا!

 

همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما

کوه ما : سینه ما ناخن ما : تیشه ما

شور شیرین ز بس آراست ره جلوه گری

همچو فرهاد تراود ز رگ و ریشه ما

بهر یک جرعه ی جام منت ساقی نکشیم

اشک ما : باده ما دیده ما : شیشه ما

عشق شیری است  قوی پنجه و می گوید فاش

هرکه از جان گذرد بگذرد از بیشه ما

+ به قلم فرید حسینیان تهرانی در شنبه پانزدهم بهمن 1390 ساعت 14:48 |

دورت بگردم؛

چرا سرگردانی؟!

سفر ِ من به تو/ صفر می شود!

***

گوشه ی دلم؛

کدامی؟

دلی با اضلاع نامتناهی!


برچسب‌ها: عشق
+ به قلم فرید حسینیان تهرانی در شنبه هفدهم دی 1390 ساعت 9:12 |

"ساده ترین حرف هایت را بزن" دومین مجموعه شعر فرید حسینیان تهرانی توسط انتشارات آهنگ قلم به تازگی با یادداشتی از استاد بهاالدین خرمشاهی منتشر شده است؛ ایشان می نویسند:

آقای فرید حسینیان تهرانی عزیز
با سلام، به شما برای این شعرهای شیرین و شیوا تبریک می گویم. شک ندارم که بیش از ده سال سابقه شعر و شاعری دارید؛ این طنز و ایجاز که در آن سبک و ساختار شعر شماست به زودی و به آسانی به دست نمی آید. تصویرپردازی ها، و نوعی ایجاز حکمت گویانه و نکته پردازانه، و هول نزدن برای ژرف گویی شعرتان را بالا برده است. بیش از هر شاعری، سبک و ساختار شعر شما و نگرش شاعرانه شما به بیژن جلالی می ماند؛ لاجرم شعرهای شما تصویر و ایجاز هایکووار دارد، و طنز را هم علاوه دارد یا بیشتر دارد. حاصل آنکه شعر شما موفق است.

19/9/88
ب خ [بهاءالدین خرمشاهی]

مراکز توزیع کننده تاکنون:

1.      انجمن شاعران ایران: خیابان انقلاب، روبروی دانشگاه، پاساژ فروزنده، طبقه 1-، واحد 212، تلفن: ۶۶۹۷۰۱۳۱

2.      شهرکتاب مرکزی: خیابان شریعتی، بالاتر از خیابان استاد مطهری، نبش کوچه کلاته، پلاک ۷۴۳، تلفن: ۸۸۴۳۰۴۱۷

3.      کتابفروشی ققنوس : میدان انقلاب، اول خیابان انقلاب، بازارچه کتاب، تلفن : 66413722

4.      نشر چشمه: خیابان کریمخان زند، نبش میرزای شیرازی، پلاک ۱۰۷، تلفن: ۸۸۹۰۷۷۶۶

5.      نشر ثالث: خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و خیابان ماهشهر، پلاک  160، تلفن: 88325376

6.      کتابفروشی مثلث : تجـریش میدان قدس، خیابان دربند، شماره44 تلفـن: 22709937

7.      کتابفروشی کتاب ایران: خیابان شیخ بهایی، میدان شیخ بهایی، ضلع شمال غربی میدان، پلاک 22، جنب مسکن پیام، تلفن: 88033258

8.      کتابفروشی کتاب قلهک (دارینوش): خیابان شریعتی، جنب سینما فرهنگ، تلفن: 22000400

9.      (مشهد) انتشارات آهنگ قلم: بلوار امامت، امامت 24، پلاک 2/38، طبقه اول، تلفن: 7646309-0511 و 09154291906

10. شهرکتاب آرین: بلوار میرداماد، ساختمان آرین

 


برچسب‌ها: کتاب شعر
+ به قلم فرید حسینیان تهرانی در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ساعت 15:9 |

از دی که گذشت*
--------------------
یاد گذشته نمی‌کنم؛
زمان کش می‌آید از دیروز ِ کشوی به هم ریخته‌ی ریخت کودکی من
که تن
شاگردی آن اولین شگرد تو را می‌کرد
که یادم داده بودی
از روی همه عطرها بپرم تا به گل برسم.
یاد گل نمی‌کنم؛
لب‌های تو را میان شکوفه‌های دسته گل عروس
می‌بوسم و
وقتی می‌رسد پرچم جفت گیری‌اش
به نفسم
ریه‌هایم را پر از خاطرات تکرار‌نشدنی می‌کنم
که تکرارش را
هر روز ظهر
در آفتاب تنهایی ِ تن تب‌دار تو
نشان می‌دهد و
من که سر کار عاشق بودن تو مانده‌ام
به خانه نمی‌رسم.
یاد خانه نمی‌کنم؛
من در گل‌خانه به دنیا آمدم
من کود بودم!
___________________________
* از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
فردا که نیامده ست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
(خیام)

+ به قلم فرید حسینیان تهرانی در چهارشنبه چهارم آبان 1390 ساعت 10:24 |

چهارفصلِ ویوالدی

بهار

روی لب‌هایت

گل می‌دهد؛

تابستان

بر استخوان ترقوه‌ات

شرجی می‌شود؛

پاییز

در دشت طلایی سینه‌ات

سوز دلهره می‌ریزد؛

و زمستان

در پستانهایت

قندیلِ قند

می‌بندد.


+ به قلم فرید حسینیان تهرانی در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 ساعت 8:10 |
سالواتور دالی

ظرف میوه

بیا

مرا به این ظرف میوه میهمان کن:

هلوهایی که کرکی به اندازه‌ی

کدورت دل‌های ما دارند،

انارهایی که دانه های‌شان

دندان می شکنند

و خیارهایی

که اختیار عطر را

از مشام کودکی ما

می‌ربایند.

بیا و بنشین

مرا به عطر تنت مهمان کن؛

من از باغ‌های این شهر

هیچ خاطره‌ای ندارم.

+ به قلم فرید حسینیان تهرانی در چهارشنبه بیستم مهر 1390 ساعت 17:26 |

رسیدگی

این تبِ تاب‌رُبا

که دو چندان می‌کند

طنین هر چیز را،

آتش مرداد است در جان میوه‌های رسیده؛

کال نمانی

در آغوشم!

+ به قلم فرید حسینیان تهرانی در دوشنبه یازدهم مهر 1390 ساعت 15:37 |

اختاپوس

این کسالت

که با دست و پای یک اختاپوس

کابوس روزهایم می‌شود

بی خواب و انتظار خلوتی

که بیاید و

من را مهمان ترس کند

همین طور نابه‌گاه

بی تاب و از در نرسیده

دهانش

بوی داغ کام مرگ می دهد

کامی که از ناکامی تو

بوسه بر می‌گیرد

می‌گذاردت به یک خواب خلسه‌وار

خودت را عاشق بدانی و هی

مزه کنی گسِ آن می؛

زهری که

اندک اندک

قلبت را

از کار می اندازد.

+ به قلم فرید حسینیان تهرانی در شنبه نهم مهر 1390 ساعت 16:45 |


کودک درون

به چشم‌هایم نگاه کن

بند‌های آرزو پاره شده‌اند

خون دویده در آوندگاه نگاه.

دست هایم را بشویم بر می‌گردم

این حوله بوی تن‌ات را می‌دهد

تَر می روم!

او دوباره آغوش گشوده است

و کودکی در جیب پیراهن مردانه‌ی من

که بر تن برهنه‌اش غنج می زند

پیداست

خورشید را در مشت گرفته‌ست و

من را به هم‌آوردی شب‌های پر مهتاب می‌خواند

می خواند ...

مثل آن پرنده‌ی اثیری

که روی هلال نازک ماه

پاهای کودکانه‌اش را تکان می‌داد و

یک دهن

از لب‌های او می‌خواند.

باید بروم!

به چشم‌هایش نگاه کن

به من نرفته است؟

+ به قلم فرید حسینیان تهرانی در سه شنبه پنجم مهر 1390 ساعت 16:9 |


Powered By
BLOGFA.COM